تبليغاتX
بلوچ

بلوچ

تاریخ و فرهنگ

مشاهده «شاه روباه» در سیستان و بلوچستان

ایرن:مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان از شناسایی و مشاهده چند قلاده «شاه روباه» نادر و رو به انقراض در جنوب شرق این استان خبر داد

به گزارش ایرنا، خسرو افسری گفت: تصاویر دوربین‌های نصب شده در منطقه حفاظت شده بیرک در غرب شهرستان سراوان نشان از وجود چند قلاده شاه روباه نادر در این منطقه دارد.وی اظهار داشت: این حیوان نادر و رو به انقراض به تعداد محدود فقط در بخش‌هایی از خاورمیانه از جمله ایران و افغانستان وجود دارد و با کشف رد پا و سرگین این جانور احتمال زیست حدود 10 قلاده از آن در منطقه بیرک سراوان وجود دارد.مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان گفت: وجود غارهای زیاد و سخت‌گذر بودن منطقه بیرک شرایط مناسبی برای زیست این جانور ایجاد کرده است.وی ادامه داد: در این منطقه حفاظت شده که 73 هزار هکتار وسعت دارد حیوانات دیگری نظیر پلنگ، خرس سیاه، سمور صخره‌ای کل، قوچ، بز و گرگ نیز وجود دارند.خسرو افسری افزود: شاه روباه با دمی بسیار بلند و پرپشت و داشتن موهای انبوه به طول 40 تا 50 سانتیمتر جثه کوچک و زیبایی دارد و به دلیل گوشه گیر بودن بیشتر در شب‌ها شکار می‌کند. عمر متوسط این حیوان چهار تا پنج سال است و در اواسط زمستان جفت‌گیری می‌کند.


انتهای خبر // www.iren.ir // ایرن
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

مکران و سیستان از حمله مغول تا فتوحات تیمور

عنوان: نگاهی به اوضاع  سیستان و مکران از حمله مغول تا فتوحات تیمور    

منبع:  http://darya97.blogfa.com/post/2                      

نعیم ملازهی(دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد)

چکیده

سیستان و مکران در جنوب شرق ایران در طول تاریخ همواره محلی برای پناهنده شدن ناراضیان و مخالفان حکومت‌های مرکزی بوده­اند ، در برهه‌ی زمانی از حمله مغول(616ه.ق.) تا فتوحات تیمور(781ه.ق) شاهزادگان ترک ـ مغول برای ابراز ناخشنودی، اعتراض علیه حکومت مرکزی و یا به منظور نجات جان خویش به این منطقه می‌آمدند ، این امر می‌توانست توجه بیشتر مغولان و بعد تیمور را به این منطقه جلب کند و پیامدهایی سنگینی برای این نواحی داشته باشد،مقاله حاضر به بررسی لشکرکشی­های مغولان وتیمور واوضاع منطقه در عصر ایلخانی اختصاص دارد.

واژگان کلیدی: مغول، تیمور، سیستان، مکران، آسیب و خسارت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

زن ازدیدگاه اسلام

نویسنده :حامد امیری

منبع : پایگاه اطلاع رسانی جماعت دعوت  و اصلاح ایران

http://www.islahweb.org/content/2012/2/5217

افسانه‌ی زندگی زن را غالباً در ادبیات لطیف و شورانگیز عاشقانه خوانده‌ایم که این وجود هستی‌بخش و الهام‌انگیز در تاریخ هنر و ادبیات هر قوم و ملتی از دیرباز سمبل و انگیزه‌ی عشق، الهام، آیت لطف و ایثار پروردگار بوده است.

شاید امروز سخن گفتن از وضع زن و اشاره به حقوق او از نظر کلمه مناسب نباشد، زیرا در جوامعی که بیان آرمانهای ملی و اجتماعی و حقوق انسانها کلاً در گرو تصمیمات فردی قرار بگیرد و سرنوشت اکثریت را قوانین و فرمانهای شخصی در دست داشته باشد، از خود چه حقوق و بهره‌مندی می‌تواند در پی داشته باشد؟ 

در چنین اجتماعی نه تنها زن که به حکم سنتهای دیرین و نادرست از حقوق انسانی خود محروم می‌ماند، بلکه مردان آن جامعه نیز همچنان از مزایای طبیعی زندگی محروم می‌مانند.

زمانی که دین مبین اسلام تقدیم جامعه‌ی انسانی شد، مردم نسبت به حقوق انسانی زن دیدگاه‌های متفاوتی داشتند، برخی منکر انسان بودن او، و برخی دیگر در این مورد دچار تردید و تزلزل بودند، عده‌ای نیز به وجود او اعتراف می‌نمودند، اما او را انسانی می‌پنداشتند که تنها برای خدمتگذاری به مرد آفریده شده است! سنتهای جاهلی آن زمان حقوق مالی زن را نیز در خود هضم نموده بود، زنان از حق مالکیت و ارث محروم بودند و اموال و داراییشان دستخوش استبداد مردان بود، اسلام قبل از هر چیز به محو و زدودن سنتها و آداب و رسوم مبنی بر بیمهری با زنان اقدام کرد.

آری اسلام آمد و زن و مرد را در ویژگیهای عمومی انسانی مانند ادای تکلیف، حمل مسؤولیت، کسب پاداش و تعیین سرنوشت، همسنگ یکدیگر قرار داد.

نظریه‌ای که زن را عامل بدبختی نوع بشریت و گمراهی و رانده‌شدن آدم از بهشت می‌داند، ریشه در عقاید توراتی دارد، قرآن برخلاف تورات، علت گمراهی را به شیطان نسبت داده نه به حوا، و حتی در برخی از آیات قرآن، آدم را در ارتکاب این نافرمانی به عنوان مقصر اصلی معرفی کرده است: «وَعَصَی آدَمَ  رَ بَّهُ فَغَوَی» (طه:121) آدم از پروردگار خود نافرمانی کرد و بیراهه رفت.

از سوی دیگر حقیقت توبه نیز به آدم نسبت داده شده که دلیل بر ارتکاب نافرمانی از طرف اوست: «ثُمَّ اجتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیهِ وَ هَدَی» (طه:122) پس پروردگارش او را برگزید و او را بخشید و هدایت نمود.

به هر حال هیچکس بار گناه دیگری را حمل نمی‌کند و هرکس به تنهایی پاسخگو و حامل کار خویش است و چنانچه حوا نیز گناهی مرتکب شده باشد فرزندانش مورد بازخواست قرار نمی‌گیرند.

در قرآن زن و مرد در اموری که دارای وظیفه‌ی مساوی هستند با ندای عام و مساوی «یَا ایُُّها النَّاس»، « یَا ایُُّها الإنسان»، «یَا بَنیِ آدَم» و ... خوانده شده‌اند و در آنچه تفاوت دارند، با قرینه‌های ویژه، مشخص و متمایز شده‌اند. صیغه‌های «مؤمِن» و «مُسلِم» و حتی گاهی اوقات کلمه‌ی رجال در قرآن شامل هر دو جنس می‌شود؛ مانند آیه‌ی 23 سوره‌ی احزاب که می‌فرماید: «مِنَ المُؤمِنِینَ رِجالٌ صَدَقوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضَیَ نَحبَهُ ومِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبدِیلاً».

با همه‌ی این تفاصیل پیرامون حقوق انسانی زن در اسلام شبهه‌هایی رواج یافته‌اند که از جمله‌ی مهمترین آنها دیه است.  

آیه‌ای که برخی از علما و فقها بدان استدلال کرده و دیه‌ی زن را نصف مرد می‌شمارند، آیه‌ی282 سوره‌ی بقره است که به آیه‌ی «مداینه» بدهکاری و بستانکاری مشهور است، که خداوند در یک امر ارشادی درباره‌ی یادداشت بدهی‌ها و محکم‌کاری در معاملات می‌فرماید: و دو شاهد از مردانتان را به شهادت فرا خوانید، چنانچه دو مرد نبودند، مردی را با دو زن از گواهانی که از عدالت آنان رضایتمند هستید گواه بگیرید، تا چنانچه یکی از آن دوزن فراموش کرد، زن دیگر وی را یاد آوری کند.

اسلام بدان علت مردان را به گواهی می‌طلبد که آنان در جامعه‌ی راستین اسلامی، برابر عرف و عادت کار تجارت را در دست دارند، از سوی دیگر در جامعه‌ی راستین اسلامی زن محتاج به کارکردن برای لقمه‌چیدن نیست، اما در جامعه‌ی بدشگون و از هم‌گسیخته‌ای که ما درآن به سر می‌بریم وضعیت زن بر عکس است و مجبور است به این کارها تن در دهد. 

اما دو زن چرا؟  براساس نص قرآن، عرف و عادتی که در آن زمان بود (تجارت، کسب و کار در اختیار مردان) زنان آگاهی اندکی نسبت به موضوع معاملات داشتند و این گمان وجود داشت که نتوانند همه ریزه‌کاریهای معامله را به خاطر بسپارند، بر این اساس، موضوع نزد آنان آنگونه که می‌باید، روشن جلوه‌گر نمی‌شود، لذا دیگری به کمک او می‌شتابد و همه‌ی شرایط را با همکاری یکدیگر یادآور شده و متذکر می‌شوند. این در حالی است که نظر فقها مبنی بر عدم شهادت زنان در حدود و قصاص یک نظر اجماعی نیست. برخی اوقات در جامعه و در جاههایی همچون حمامهای زنانه و مکانهای تجمع زنان جرم و جنایت‌هایی روی می‌دهد که فقط زنان شاهد آن هستند، در اینگونه موارد چنانچه کسی کشته، مجروح و یا دچار نقص عضو گردد چه کسی شاهد و گواه است؟ اگر زنانی در صحنه حضور داشته باشند و بر ماجرا گواهی دهند، آیا بخاطر زن بودن شهادتشان مورد توجه قرار نمی‌گیرد؟ مگر ممکن است در مجالس و تجمع‌هایی که مرد حضور ندارد و شاهد صحنه نیست باز شهادت او پذیرفته شود؟! 

بنابراین اکثر فقها رأی داده‌اند که پذیرفتن شهادت زنان عادل و فهمیده در اینگونه موارد جای بحث ندارد، و ذکر شهادت دو زن به جای یک مرد در آیه‌ی 281 سوره‌ی بقره مربوط به شهادتی نیست که قاضی بدان قضاوت کرده و حکم صادر نماید، بلکه در مقام ارشاد و هدایت برای بکار گیری احتیاط و محکم‌کاری در بین فروشنده و خریدار هنگام عقد معامله است، زیرا مهمترین چیزی که در مقام قضاوت مطلوب است، دلیل یا «بیّنه» است و بینه در شرع از شهادت مهمتر و فراگیرتر است 

و هر چیزی که پرده از حقیقت بردارد قاضی بوسیله آن قضاوت کرده و حکم صادر می‌کند و حتی در صورت اطمینان بنا بر شهادت کافر هم حکم صادر می‌نماید.

و امروز اشتغال بعضی از زنان به داد و ستد منافی آن اصلی نیست که مقتضی سرشت آنان است، پس چنانچه اگر مجالس داد و ستد را اکثراً زنان تشکیل دهند باید بر شهادت زنان تکیه کرد.

اما در مورد اختلاف دیه‌ی مرد و زن حتی یک حدیث هم که مورد اتفاق همه باشد وجود ندارد، این در حالی است که انسانیت زن از جنس انسانیت مرد است و هنگام مورد تجاوز قرار گرفتن قصاص پا به صحنه می‌گذارد و مکافات اخروی قتل زن مانند مکافات اخروی قتل مرد جهنم جاویدان و خشم و نفرین خداست و آیه‌ای که در مورد قتل خطای زن وارد شده همان آیه‌ای است که در مورد قتل خطای مرد وارد شده است، مگر جز این است که احکام خود را از قرآن می‌گیریم؟ مگر نمی‌بینیم که عبارت قرآن در دیه، عام و مطلق است و بین مرد و زن تخصیص قائل نشده است: «وَمَن  قَتَلَ مُومِناً خَطَأً فَتَحریرُ رَقَبَةٍ مُّومِنَةٍوَ دِیَةٌمُسَلَّمَةٌ إلی اَهلِه» (نساء: 92) 

این آیه به طور واضح و صریح ابراز داشته که در وجوب دیه نسبت به قتل خطای بین مرد و زن تفاوتی وجود ندارد، تمام علما بر این حقیقت اتفاق نظر دارند که کلمه‌ی مؤمن عام و مطلق و شامل زن و مرد است، پس باید تعیین دیه هم عام، مطلق و مساوی باشد.

از سوی دیگر قرآن در مورد قصاص می‌فرماید: «النّفسُ بالنّفس» یعنی نفس در مقابل نفس است و در این آیه استثنایی وجود ندارد، نباید از آیه‌ی «الاُنثی بالانثی» تفسیر نادرست کرد، زیرا این آیه یکی از سنتهای جاهلی را برداشته، چنانکه قبل از اسلام در مقابل زن مرد را می‌کشتند، اما قرآن این سنت جاهلی را تصحیح کرد و فرمود، چنانچه قاتل زن باشد باید قصاص شود، نه اینکه به جای او مرد کشته شود.

در واقع قیاس شهادت و ارث یک قیاس مع‌الفارق است، زیرا در ارث ثابت شده که معیار نیاز و مسؤولیت است و بنا بر نیاز و مسؤولیت گاهی اوقات زنان و مردان ارث مساوی می‌برند و حتی گاهی زنان بیشتر ارث می‌برند، و نیز ارزش نفس را نمی‌توان بر شهادت در معاملات قیاس کرد، و چنانچه از نان‌آوری و مسؤولیت مالی مردان سوء استفاده می‌شود، زنان بسیاری مسؤول تأمین زندگی بچه‌های خود و حتی همسر افتاده‌اشان هستند.

پس اگر دیه‌ی مرد و زن با نصوص قرآن و سنت و مقاصد شریعت سازگار باشد، آیا باز جای اعتراضی وجود دارد؟! اما ذکر این نکته هم ضروی است که همواره برخی پای از حریم سنت هستی و سرشت زن فراتر نهاده و بی‌بند و باری و ناهنجاریهای جنسی و فرار از خانواده و ایستادن در مقابل دین و ارزشها و جامعه را جزء حقوق زن محسوب کرده‌اند. قطعاً این حریم شکنی‌ها در اسلام جایگاهی نداشته و به نفع زن و جامعه نخواهد بود.

از سوی دیگر به عنوان واقعیت باید پذیرفت که برخی از فقها و کارگزاران، از روی دلسوزی یا محافظه‌کاری و برای بستن به اصطلاح راههایی که منجر به فساد می‌شوند، برخی اوقات زن را در چهاردیواری منزل محدود کرده‌اند؛ اما این یک اجتهاد نابجاست؛ زیرا حرام‌کردن حلال همچون حلال‌کردن حرام است و حرام و حلال‌کردن یک چیز برای همیشه فقط کار خداست. و باید دانست که این بیمهری زاده‌ی قرائت سطحی و نادرست از دین است و در هیچ زمانی به‌عنوان یک اصل فراگیر پذیرفته نشده و همواره برخی در مقابل چنین قرائتی از دین ایستاده‌اند.

جایگاه زن و مرد در جامعه تنها زمانی مشخص می‌شود که سرشت و خصوصیات متفاوت آن دو مورد ملاحظه قرار گرفته و از دام شعارهای فریبنده‌ی سیاسی رهایی یابند و گر نه بحران از اینکه هست شدیدتر خواهد شد.

منابع:
 • دکتر یوسف قرضاوی، جایگاه زن در جامعه اسلامی. 
 • مریم ساوجی، حقوق زن در اسلام و خانواده. 
 • سید قطب، تفسیر فی ظلال القرآن. 
 • شیخ محمود شلتوت، الإسلام عقیدة وشریعة.

 
   
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

معرفي روستاي تيس

عنوان مقاله :معرفي روستاي تيس

 

بحش اول - بررسي تاريخي روستاي تيس

نويسنده : يوسف محتشمي

تيس روستايي  است  باستاني  از توابع  شهرستان چابهار   استان سيستان و بلوچستان و در فاصله  9 كيلو متري شمال غربي  شهر چابهار .  تيس  روستايي كوهپايه اي  كه در درون  دره اي   به نام لاوي  و دو طرف آن را كوههايي كم ارتفاع  احاطه نموده   كه از غرب به شرق امتداد دارند  و در دو طرف اين دره  واقع شده اند. .  اين دره  به شكل مثلثي  30 درجه  كه راس آن  در محل تلاقي  اين دو رشته كوه   و محلي نا هموار و مرتفع  و قاعده مثلث   را ساحل  تشكيل مي دهد.  در درون دره رودخانه اي فصلي  جريان  دارد كه سفره  زير زميني  اين دره  را  تغذيه  مي نمايد . و نيازهاي  آبي روستا  از محل همين  سفره زير زميني  تامين  مي شود.

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

انارشیطان درخت تزیینی روستای ساربوک

 

نویسنده:  رحیم رئیسی

انار شیطان، با نام انگلیسی Desert Teak و نام علمی Tecomella undulata درخت یا درختچه ای کوچک از تیرهٔ پیچ ‌اناریان (Bignoniaceae)، یکی از زیباترین درختان گلدهنده دنیا و بومی هندوستان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

متن سخنرانی دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح ایران در نشست مشورتی رهبران مسلمان در استانبول

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

تمدن کولی در بلوچستان(2000-2600) ق.م

مترجم : یوسف محتشمی

بلوچستان بزرگترین ایالت  پاکستان  است این  سرزمین  بوسیله سلسله  کوههایی  از رود سند (ایندوس) جدا می شود  این ناحیه کوهستانی  و  ناهموار  با اراضی  لم یزرع  و بیابانهای  مرتفع  با دره هایی  تنگ که در فصول  بارندگی  خاک آنها  توسط باران  شسته  و شرایط  سختی را  برای  کشاورزی  فراهم  آورده است .

بلوچستان قبل  از عروج(اعتلاء)  تمدن دره سند (ایندوس)  توسط مردمی چادر نشین  و صحرا گرد   مسکون و آباد  بوده است  حدود 2600 قبل از میلاد  که تمدن  نواحی شمالی بلوچستان رو  به افول نهاد  ولی  منطقه  جنوب بلوچستان  توسط مردمی  که به تمدن  کولی (Kulli)  نامیده می شوند مسکون شد.  کولی نام محوطه ای  باستانی  در ناحیه کولواه Kolwa در جنوب بلوچستان  است.

kulli

نمایی از دره کولی

 محوطه  کولی  Kulliدر سالهای 2600-2000 قبل از میلاد  مسکونی بوده است . تمدن  آنها توسط مردمی  چادر نشین  پایه گذاری  شد که بصورت  یک سکونتگاه شبانی   محسوب میشد. و سپس  بوسیله  گسترش کشاورزی  رونق یافت و به شکل  دهکده ای   زراعی  درآمد . و آنها بسرعت ساختار  شهری را قبل  از آنکه   به زندگی  کوچرویی بازگردند  پایه گذاری نمودند. چادر نشینان بیشترین  سکنه  کولی Kulli را تشکیل میدادند. این سکونتگاه  امکان تداوم  را در کنار شیوه کشاورزی  بوسیله آبیاری  داشته است. این تمدن   در سرزمینی ظهور یافت  که  در مسیر مابین  دره ایندوس  سفلی و سواحل مکران  قرارداشت . محلهایی  که سکنه شهرهای آن  مردمی کوچرو  و  چادر نشین نبودند.  مهمترین محوطه متعلق به تمدن کولی Kulli نینیدواری  Nindowari است که بشکل  یک تپه  مرکزی با ساختار  سنگی  که در  80 فوتی  بالای رودخانه پورالی Poraliواقع شده است . آثار گیاهان  بدست آمده  از این محوطه  عبارتند از  : انگور ، گندم ، جو شش پر،  شعیر ابلیس  . محوطه های باستانی دیگر  ناحیه « کولواه » توسط  سر  اورل اشتین   در سال 1900 میلادی مورد کاوش قرار گرفته  بودند.

وی در این کاوشها   به شبکه ای  از خطوط  خیابانها یی مواجه شد  که در یک صف  با ردیفهایی از منازل  که از بلوکهای سنگی  حجیم  ساخته شده بودند   در دره  رود حب  و کولی  محوطه هایی کشف شده مانند  تمدن هاراپا  دارای نقشه  ها و ساختار  شهری  و خیابانهایی برنامه ریزی شده  هستند. بسیاری از این  محوطه ها برروی  تراس تپه هایی بنا شده اند  که پلکانی  آنها  را به طبقات بالایی  راهنمایی  می نمایند ولی در این محوطه ها  تاسیسات دفاعی  وجود ندارد . سکونتگاههای کوچکتر  در محیط  هایی  هموار  و باز واقع شده اند .  در کنار  بیشتر  آنها  بقایای سد و آب بندی  نیز یافت شده است.

 سفالگری کولی  بیشتر  ترکیبی از  ظروف  خاکستری  و سفال سیاه  مایل به خاکستری  است .مدلهای ابزارهایی  که در هاراپا بدست آمده اند  در محوطه  کولی  نیز مشاهده شده اند.  همراه با آنها  مهره هایی   از یک جانور افسانه ای  تک شاخ نیز در بین  این ابزارها  مشاهده شده است. و این شواهد مبین  این  نظریه طولانی  است  که تمدن هاراپا از تمدن کولی  بوجود امده است.

کالاهای  متعلق به  تمدن  هاراپا Harappa در محوطه کولی  Kulli یافت شده اند  و کالاهایی ساخته شده  تمدن کولی     kulliدر دره رود سند  نیز کشف گردیده اند . هنوز  شواهدی  مبنی  بر مبادلاتی  بین مرمان کولی  با دیگران  اثبات نشده است  اما   محصولات سفالگری  مردمان کولی   در گورستان « ام النار»  در سرزمین  جزیره  عرب در ابوظبی  کشف شده اند . محلی  که از ایران  فقط به فاصله  یک تنگه  فاصله دارد.

 

منبع مقاله به زبان اصلی 

منابع:

Bibby, Geoffrey. Looking for Dilmun. New York Alfred A. Knopf, 1969.

Ratnager, Shereen. Trading Encounters: From the Euphrates to the Indus in the Bronze Age. New Delhi: Oxford University Press, 2004.

The Archaeology of Southeastern Balochistan

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

زبانهای پاکستانی


مردم وزبانها در دره ایندوس پیش ازاسلام

نوشته: دکتر طارق رحمان

مترجم : یوسف محتشمی

زبان دره ایندوس(پاکستان کنونی)دردوره قبل ازاسلام چه بوده؟ آیا  در این ناحیه یک زبان تکلم مشده یا چندین زبان؟ به کدام خط یا خط ها انها نوشته میشد ه اند؟ ایا این  حوزه تمدنی دارای یک خانواده زبانی بوده یا چندین خانواده زبانی؟  این سوالات  سوالهایی هستند  که فقط بوسیله یک زبان شناس نمیتوانند پاسخ داده شوند. برای جواب دادن به این سوالات بایستی از علوم  مختلف باستان شناسی ، تاریخ  ومردم شناسی استفاده کرد .اجازه بدهید با مدارکی در مورد  تمدن دره ایندوس شروع کنیم که نخست به وسیله  باستان شناسان کشف شده  است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

مصاحبه روزنامه الشرق الاوسط با استاد عبدالرحن پیرانی دبیر کل حرکت دعوت و اصلاح ایران

تهران – پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

اشاره:
روزنامه عربی زبان "الشرق الاوسط"، در گفتگویی که روز یکشنبه13تیرماه جاری در شماره‌ی11541 خود به چاپ رساند، سؤالات مختلفی را در زمینه‌های گوناگون با دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح ایران در میان گذاشت. متن کامل گفتگو و مقدمه‌ای که خالد محمود روزنامه‌نگار الشرق الاوسط تدوین کرده است، به فارسی ترجمه گردیده و در پی می‌آید:


دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح ایران در گفتگو با روزنامه ی الشرق الاوسط: ما بخشی از سازمان جهانی اخوان المسلمین نیستیم.

پیرانی: از کشورهای عربی و اسلامی هیچ گونه کمکی دریافت نمی کنیم.

الشرق الاوسط ـ یکشنبه22/رجب/1431ه.ق-4/ژولای/2010م، شماره11541

قاهره: خالد محمود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عبدالرحمن پیرانی، دبیرکل جماعت «دعوت و اصلاح ایران»گفت: «جماعت دعوت و اصلاح ایران»، بخشی از تشکیلات جهانی اخوان المسلمین که مقرّ آن در مصر است، نمی باشد.
پیرانی در گفتگویی ویژه با «روزنامه ی الشرق الاوسط» که اولین گفتگوی وی در سال جاری با یک رسانه ی عربی و یا برون‌مرزی است، تأکید کرد: « جماعت دعوت و اصلاح ایران»، هیچ گونه ارتباط تشکیلاتی با هیچ گروهی در خارج از ایران، از جمله با «جنبش اخوان المسلمین» ندارد.
وی همچنین عنوان کرد که «جماعت دعوت و اصلاح »، در مناطق اهل سنت ایران با قومیت های گوناگون، مشغول فعالیت است. وی دریافت هرگونه کمک خارجی از کشورهای عربی و اسلامی را رد کرد.
پیرانی در رابطه با اصلاح‌طلبان و محافظه کاران گفت: ما با هر دو جناح مشترکاتی داریم، اما اصلاح طلبان به خاطر آمادگی بیشتر برای گفتگو و دگرپذیری و دفاع از تعدد احزاب، به ما نزدیک ترند و در همین راستا، آن ها به برخی از نخبگان اهل سنت اجازه دادند تا در تشکیلات و مراکز تصمیم گیری آنان حضور و مشارکت داشته باشند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: ما مصلحت اهل سنت را در عدم ورود به درگیری‌های پس از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دانستیم.
گفتنی است پیرانی در سال1954م. در استان کرمانشاه چشم به جهان گشود و در رشته ی الهیات از دانشگاه تهران و در رشته حقوق از دانشگاه آزاد مدرک لیسانس گرفت و هم اکنون در آستانه ی دفاع از رساله ی دکترا در رشته ی حقوق بین‌الملل از دانشگاه«نیلین» است. او از سال1991سِمت دبیرکلی «جماعتِ دعوت و اصلاح ایران« را بر عهده دارد.آن چه در پی می آید، پاسخ پیرانی به سوالات روزنامه ی «الشرق الاوسط» است.

-------------------------


* شما به عنوان بخشی از «سازمان جهانی اخوان المسلمین» شناخته شده‌اید؛ اما خودتان آن را رد می کنید. این ارتباط را چگونه توصیف می‌کنید؟
** جماعت دعوت و اصلاح، تشکلی اسلامی- ایرانی است و اندکی پیش از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979م توسط جمعی از علما و دعوتگرانِ اهل سنت، که متاثر از اصول فکری «جنبش اخوان المسلمین» بودند، تشکیل شد و در عین حال جماعت همواره در تصمیم‌گیری‌ها و مواضع‌اش، مستقل عمل نموده است. نوع ارتباط ما با این جنبش تنها فکری و در چارچوب استفاده از توانایی ها و تجارب آنان است.


* آیا شما بخشی از تشکیلات جهانی « اخوان» هستید؟
** خیر


* ارتباط شما با مرکز جنبش اخوان در قاهره چکونه است؟
** طبیعتاً به عنوان یک جماعت اسلامی فعال، روابط حسنه ای با جنبش‌های اسلامی و رهبرانشان به ویژه شخصیت‌های برجسته اخوانی داریم؛ اما با هیچ کدام از آنان رابطه ی تشکیلاتی نداریم.

* از آن جایی که شما یک حزب رسمی نیستید، دولت ایران چگونه با شما تعامل می کند؟
** جماعت دعوت و اصلاح از آغاز تأسیس، تنوع قومی،تفاوت های مذهبی و اختلافات تاریخی را مورد توجه قرار داده و با حکمت و واقع بینی با آن تعامل نموده و به دور از افراط گرایی و ایجاد اختلاف، روش میانه ای را در حوزه ی اندیشه و عمل در پیش گرفته است. به این خاطر است که فعالیت های جماعت گسترش پیدا کرده و استـان های سُنّی‌نشین را در بر گرفته و در میان اقشار مختلف جامعه از جمله علما و مدارس علوم دینی،زنان، دانشجویان و نهادهای مدنی حضور یافته است. جماعت همچنین روابط خود را با سایر جریان ها در داخل کشور و نیز در سطح جهان اسلام با رهبران فکری، علما و شخصیت های برجسته و تأثیرگذار حفظ کرده است و به عنوان مثال، در تشکیل«اتحادیه ی سازمان های غیر دولتی در جهان اسلام» و «اتحادیه ی جهانی علمای مسلمان» به عنوان هیأت مؤسس ایفای نقش نموده‌ایم.
جماعت همواره به اصل گفتگو و حل مشکلات از راه های قانونی و اجتناب از جنجال و هیاهوی تبلیغاتی، پایبند بوده است. در مقابل، نظام جمهوری اسلامی با ما به صورت شبه رسمی تعامل می‌نماید و ما نیز این روش را برای حل مشکلات، مناسب‌تر می دانیم. در هر حال ما خواهان آزادی بیشتر برای همه‌ی احزاب و جریان ها و ایجاد فضای باز سیاسی بیشتر و ارتقای اعتماد دوجانبه میان دولت و ملت هستیم.


* آیا با مقامات و مسئولان دولتی در ارتباط هستید و میان شما و آن ها گفتگوهایی صورت می گیرد؟
** بله، با برخی از نهادها و مقام‌های ذیربط دیدار و گفتگو داریم.


* تعداد افراد تشکیلات شما در داخل ایران چند نفر است و منابع تأمین مالی جماعت چیست؟
** جماعت در میان جامعه ی اهل سنت ایران با قومیت های گوناگون اش، مانند فارس،کُرد، بلوچ، ترکمن، عرب، طالش وآذری فعالیت دارد؛ لذا صدها چهره شناخته شده، هزاران عضو و تعداد زیادی هوادار در میان آنان داریم. تأمین مالی جماعت هم، از طریق کمک های اعضا، هواداران و خیّرین صورت می گیرد .


* آیا از هیچ کشور عربی یا اسلامی کمک دریافت می کنید؟
** خیر. ما در همه ی زمینه ها از جمله زمینه ی اقتصادی، کاملاً مستقل و غیر وابسته هستیم و هیچ گونه کمکی –مخصوصاً از خارج- دریافت نمی کنیم. اما گاهی اوقات، بخش امور خیریه ی جماعت، برای ساختن مساجد، مدارس علوم دینی، سرپرستی یتیمان و کمک و یاری مستمندان، با موسسات و نهادهای خیریه همکاری می کند.


* موضع عربی- اسلامی را در قبال مشکلات اهل سنت و مطالباتشان در ایران چگونه می بینید؟
** ما هرگونه دخالت دولت ها را در امور دیگران رد می کنیم؛ اما با توجه به وجود اقلیت های مذهبی در برخی جوامع اسلامی و وجود اختلافات فکری و تاریخی که مربوط به امروز نیستند و پاره ای از آن ها به حدود هزار سال پیش بر می گردند، نمی توان راه حل یک شبه برای آن ها پیدا کرد. هم چنین نظر به این که زمینه ی ایجاد اختلاف و تبدیل شدن آن به درگیری و دشمنی و تجاوز به حقوق هم و هدر دادن توان امت اسلامی وجود دارد، همان گونه که در کشورهای همسایه آن را به عیان می بینیم. بر این اساس، سزاوار است که دولت ها، نخبگان فکری و علمای مسلمان، این قضایا را مورد توجه قرار دهند و برای حل مشکلات به شیوه مسالمت‌آمیز و متمدّنانه با همدیگر همکاری کنند.
بدون تردید وجود اختلاف مذهبی واقعیتی انکار ناپذیر است، ولی بر انگیختن آن نیز امری نادرست است. ما بر این باوریم که واکنش متعصبانه در قبال تعصب مذهبی و ایجاد اختلافات، هیچ گونه کمکی به حل مشکل نمی کند.در این رابطه، قبلا پیشنهادی را مبنی بر تدوین سندی که متضمن حقوق و تکالیف اقلیت های مسلمان سُنّی و شیعی درکشورهای اسلامی باشد، به استاد یوسف قرضاوی-حفظه الله- رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین ارائه دادیم؛ همانند تلاش های پرباری که در رابطه با حقوق اقلیت‌های مسلمان در جوامع غربی صورت گرفته و نتایج آن را مشاهده می‌کنیم.


* آیا با گروه جندالله موافق اید؟موضع شما در قبال این گروه چیست؟
**هم‌چنان که در مرامنانه و اساسنامه جماعت آمده است، پرهیز از خشونت یکی از مبانی فکری و عملی ما است. ما بر اساس فهم خود از قرآن و سنت، پرهیز از خشونت را به عنوان اصلی ثابت و غیر قابل تغییر و روش تعامل با دیگران می‌دانیم و بر این باوریم که خشونت نمی‌تواند منشأ ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی مثبت در جامعه باشد. بنابراین خشونت را در هر شکل و از سوی هر شخص و گروهی که باشد رد می‌کنیم و آن را وسیله‌ای برای احقاق حقوق نمی‌دانیم.


* دیدگاه شما نسبت به « شیخ ]عبدالحمید[ اسماعیل زهی» که خود را مرجع اعلای دینی اهل سنت در ایران معرفی می کند، چیست؟
**در حقیقت، ما از جناب استاد مولوی عبدالحمید-حفظه الله– نشنیده ایم که خود را این گونه معرفی کند، اما در عین حال ایشان یکی از رهبران اهل سنت هستند و تلاش‌های بی شائبه و پرباری به ویژه در سیستان و بلوچستان مبذول داشته اند. البته جماعت ها، جریان ها، شخصیت های برجسته و رهبران دیگری در میان اهل سنت وجود دارند.


* به اعتقاد شما، اوضاع کنونی اهل سنت در ایران چگونه است؟آیا به نظر شما اهل سنت در معرض تبعیض و تنگنا قرا دارند؟
**در واقع رهبران اهل سنت، امید زیادی به انقلاب اسلامی داشتند تا اختلافات و کینه های تاریخی را برچیند و میان شهروندان، مساوات و برابری ایجاد کند. گر چه رهبران انقلاب در تدوین قانون اساسی موفق شدند که بیشتر مطالبات جامعه را به صورت عمومی مد نظر قرار دهند و به حقوق اساسی و آزادی‌های عمومی تمام شهروندان تصریح نمایند؛ اما برخی اصول که بر مذهب رسمی جعفری تاکید دارد و مانع نامزد شدن اهل سنت برای تصدی پست ریاست جمهوری می‌شود، در آن زمان اعتراض برخی از رهبران اهل سنت را برانگیخت. البته میزان موفقیت در اجرای قانون اساسی به دلایلی کمتر از حد انتظار است؛ لذا مشکلاتی وجود دارد و طبیعتا ما آنها را انکار نمی کنیم؛ اما از دیگر سو همه‌ی راه‌ها را مسدود نمی دانیم. به عنوان مثال موضوع اجازه ندادن به اهل سنت برای ساختن مساجد درتهران، امری آشکار است.ولی ما با یک راه حل میانه،آن را از طریق بازکردن چندین مکان برای اقامه‌ی نماز جمعه، عیدین و تراویح در پایتخت، حل کرده‌ایم. نظام نیز با تسامح و مدارا با این موضوع برخورد و گاهی برای حل مشکلات فراروی این مصلاها با ما همکاری می‌کند.


* آیا در قبال دو جریان اصلاح‌طلب و محافظه کار، موضع خاصی دارید؟
** بر اساس پایه های فکری جماعت، مشترکاتی با هردو جناح داریم، ولی اصلاح طلبان را به خاطر آمادگی بیشتر برای گفتگو و دگرپذیری و دفاع از تعدد احزاب، به خود نزدیک‌تر میدانیم؛ تا جایی که برخی از نخبگان اهل سنت به سطوح تصمیم‌گیری احزاب اصلاح‌طلب راه یافتند؛ به همین خاطر، در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی، ازاصلاح طلبان پشتیبانی کرده‌ایم و درانتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز، در سطحی گسترده از نامزد اصلاح‌طلب میرحسین موسوی حمایت کردیم و در بیانیه ای که صادر نمودیم، به برخی از حقوق و مطالبات اهل سنت اشاره کردیم. اما پس از اعلام نتایج انتخابات، مصلحت اهل سنت را در عدم ورود به درگیری‌ها دانستیم.


* جنجال و هیاهوی پیرامون برنامه ی هسته ای ایران را چگونه می بینید؟
** ما معتقدیم که برخورداری از انرژی هسته ای برای اهداف صلح آمیز،حق همه ی ملت هاست و جلوگیری از این حق امری مردود است.جمهوی اسلامی ایران بارها تاکید کرده است که فعالیت های هسته ای اش صلح آمیز است و درصدد ساخت سلاح هسته ای نیست؛ بنابراین حق برخورداری از این انرژی را برای اهداف صلح آمیز دارد و محروم کردن آن از این حق،ظلم است. ما در هر حال، خواهان جهانی خالی از سلاح‌های هسته ای هستیم.


* آیا با تداوم اشغال جزایر اماراتی توسط ایران،موافق اید؟
** اولا: باکاربرد کلمه‌ی «اشغال» مخالفم. ثانیا:همگی می دانیم که میان بیشتر کشورهای منطقه، اختلافات مرزی وجود دارد که شایسته است از طریق گفتگو حل شوند. هم چنین در رابطه با این جزایر نیز سزاوار است دو طرف بر میز گفت و گو بنشینند و سوءتفاهمات را از میان بردارند. بدون تردید دو دولت ایران و امارات، افزون بر روابط بسیار نزدیک، مشترکات دینی و فرهنگی زیادی دارند و بهتر است این اختلاف، از راهی مسالمت آمیز و منطقی حل شود.


* تلاش های تقریب میان اهل سنت و تشیع را چگونه می بینید؟
** شکی نیست که اندیشه ی تقریب و گفت و گو میان پیروان مذاهب،ثمره ی پربار تلاش های بی شائبه ی رهبران برجسته ی بیداری اسلامی معاصر مانند سیدجمال الدین، محمدعبده، رشیدرضا، امام بنا، علمای ازهر شریف و شیخ محمد تقی قمی است.این بزرگواران،پروژه‌ی حکیمانه ای را به منظور ایجاد وحدت اسلامی و تقریب میان پیروان مذاهب آغاز کردند و بر همین مبنا، اولین دارالتقریب در قاهره تاسیس شد. این پروژه، یکی از ثمرات مدرسه ی فکری-اصلاحی بود که راه را برای دگرپذیری و تعامل با نظرات مخالف در راستای اصل تعدد آرا و اجتهاد مشروع، هموار کرد و قاعده ی طلایی «درآن چه که اتفاق نظر داریم باهمدیگر همکاری می کنیم و درآن چه اختلاف نظر داریم،همدیگر را معذورمی داریم» بیانگر این آزاد اندیشی است. جماعت اخوان المسلمین، اندیشه ی تقریب را پذیرفت و نسلی از متفکران در مدرسه ی اخوان بر این اساس تربیت یافتند. آنان فراتر از اختلافات قومی، زبانی و مذهبی زیسته، به گونه‌ای اسلامی و متمدنانه با اختلافات برخورد کردند و این امر به عنوان یک ویژگی و رویکرد اساسی در جماعت پذیرفته شده است.
پس از انقلاب اسلامی در ایران، مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی تشکیل شد و چندین کنفرانس جهانی را با حضور برخی علما و متفکران، در داخل و خارج برگزار کرد و با بذل تلاش های زیاد، اهدافی را محقق ساخت. اما در شرایط فعلی که اختلافات، برخوردها و تهدیدات افزایش و میزان اعتماد دوجانبه کاهش یافته است، ما بر این باوریم که دستیابی به هدف مطلوب تحقق وحدت اسلامی، افزون بر مشارکت شخصیت های برجسته و مراجع فکری تاثیرگذار طرفین، اراده‌ای نیرومند و راستین می طلبد. علاوه بر این تحقق این امر، نیازمند همگامی افکار عمومی و قانع کردن آن به ضرورت تقریب است؛ چرا که توافق رهبران فکری و سیاسی بر یک امر،کاری‌آسان است، اما همسو کردن مردم در این میان جایگاه ویژه دارد و از اهمیت خاصی برخوردار است.





لینک اصل مصاحبه در روزنامه الشرق الاوسط:

http://www.aawsat.com//details.asp?section=4&article=576621&issueno=11541

 

منبع خبر:http://www.islahweb.org/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=3281

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  | 

دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح ایران به عضویت هئیت امنای اتحادیه جهانی علمای اسلام برگزیده شد

تهران - پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

اجلاس مجمع عمومی اتحادیه جهانی علمای مسلمان، روزهای نهم و دهم تیرماه جاری در استانبول ترکیه برگزار شد.
به گزارش سایت "الاسلام الیوم"(http://islamtoday.net/albasheer/artshow-12-135597.htm)، در این اجلاس انتخابات هیأت امنای اتحادیه برای چهار سال آینده برگزار شد و از بین کاندیداهای عضویت، سی نفر با رأی اعضای حاضر انتخاب شدند.
گفتنی است در این اجلاس، حدود 600نفر از علما و متفکران و خطیبان دنیای اسلام حضور داشتند.


در این انتخابات، دکتر علی قره داغی با 287رأی، استاد راشد غنوشی با 271رأی و شیخ سلمان العوده با 263رأی به ترتیب آرای اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.
همچنین استاد عبدالرحمن پیرانی، دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح ایران با کسب 161رأی در جایگاه بیست و هفتم قرار گرفت و برای مدت چهار سال به عضویت هیأت امنای اتحادیه برگزیده شد.
همچنین به گزارش تقریب نیوز، علامه دکتر یوسف قرضاوی رئیس اتحادیه، ضمن تأکید بر تعلق این اتحادیه به همه عالمان امت، اظهار داشت، اتحادیه علما به نژاد، اقلیم، مذهب، و یا گروه و دسته خاصی تعلق ندارد؛ بلکه متعلق به امت است و همه ما بر اساس قاعده طلایی:"بر اساس اشتراکات همکاری می کنیم و در موارد اختلاف عذر همدیگر را می پذیریم و همچنین در موارد اختلاف با همدیگر گفتگو می کنیم"، با همدیگر تشریک مساعی خواهیم کرد.
دکتر قرضاوی افزود: جهانیان را به تعامل با مسلمانان و علمای آنان بر اساس روح برادری انسانی و در چارچوب یک منهج متمدن روادار فرا می خوانیم. این حق هر گروه و فرقه ای است که از خیراتی که خداوند در جهان برای بشریت قرار داده است بهره مند شوند و بر همه واجب است در توسعه این خیرات و سرمایه ها بکوشند. این البته قبل از هر چیز نیازمند پرهیز از افراطی گری در تعامل با دیگران است؛ چیزی که امروزه متأسفانه در غالب قضایایی که مسلمین در آن طرف هستند به چشم می خورد.

 

 

منبع خبر:http://www.islahweb.org/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=3268

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف محتشمی  |