X
تبلیغات
بلوچ

بلوچ
تاریخ و فرهنگ  
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
داستانهای حماسی وبطور کلی ادبیات حماسی در نزد اکثر قوام بدوی  نوع مورد توجه و  قالب محبوب شعرا بوده است  . این اقوام معمولا" از اشعار حماسی در  بروز احساسات قومی  و  روایت وقایع و رویدادهای  گذشته  استفاده مینمودند . ادبیات قوم بلوچ نیز از این قاعده کلی بدور نبوده است  و اکثر اشعاری که سینه به سینه  توسط  پیر مردان و پیر زنان برای جوانترها روایت شده در قالب حماسی و  شرح حال  گذشتگان بوده است .  این اشعار اگرچه    در زمان پیدایش شعرای خاصی داشته اند  بطور مثال جلال خان راوی   منظومه حماسی   جنگهای رند و لاشاری  است اما   به مرور دست اندازیهای دیگری نیز به این اشعار شده است  و یا اینکه در مناطق مختلف بلوچستان روایتهای مختلفی از این اشعار است   از قضا در تمامی  نقاط بلوچستان راوی اصلی جلال خان است .

 

روایتهای نبرد بین طوایف رند ولاشار  دستمایه عظیم ترین  اثر  ادبی  شفاهی منظوم  بلوچی است این منظومه  که از زبان  شخصی به نام جلال خان روایت می شود  در بلوچستان از کوهپایه های  کوه سلیمان در شرق تا ارتفاعات بشاگرد در غرب سینه به سینه توسط  پیرمردان و پیر زنان برای  آیندگان روایت می شود و به نوعی سند هویت ادبی  و  تاریخی قوم بلوچ ا ست .

این مجموعه بزرگ که داستانهای مختلفی را در خود دارد از جنگ و گریز های دو طایفه رند ولاشاری  گرفته تا ماجراهای عاشقانه ای که در داخل داستان  شکل می گیرند  را شامل می شود.

 

این مقال در پی  بحث و نقد ادبی   روایت رند ولاشار نیست هدف این مقاله تحقیقی در مورد منابع تاریخی موجود  از روایت جلال خان در منظومه رند ولاشاری است  .

 

ما همواره این منظومه  های حماسی را میخوانیم و برای دیگران روایت کرده  و حتی به انها نیز استناد می کنیم   و در ضمن به انها افتخار هم می نمائیم

اشعار و منظومه های حماسی بلوچی که متعلق  به دوران کلاسیک شعر بلوچی هستند  به  سرداری میر چاکر رند  و جنگهای دامنه دار و سی ساله میر چاکر و مجموعه قبایل رند با میر گوهرام و مجموعه قبایل لاشاری اشاره دارند و  سرانجام ذکر می نمایند که  میر چاکر  همراه با قبایل رند ژس از سی سال زد و خورد بین دو قبیله رند و لاشار  لاشاری ها  با شکست در جنگ نلی( این واقعه در نال نزدیک خضدار در منطقه جهلاوان  رخ داد و به همین علت به جنگ نلی مشهور گردید)  بسوی  سند  هزیمت نمودند و قبیله رند به سرکردگی میر چاکر رند نواحی مولتان را متصرف شده و سپس همراه با  شاه هندی  موفق به تصرف دهلی پایتخت می شوند .

همواره  پزوهشگر بلوچ با  بدلیل کمبود منابع تاریخی و مکتوب در سرزمین بلوچستان با این شک و دو دلی همراه بود  که این داستان سرایی ها تا چه اندازه واقعیت دارد  و  یا اینکه  این وقایع  بطور قطع در چه زمانی رخ داده اند    در این مقال  ما ب بررسی چند  منبع از کتب تاریخی هندی می پردازیم  تا شاید در حل  این معما ما را اندکی یاری برسانند

متن اصلی این تحقیق را  مورخ برجسته بلوچ میر خدابخش بجارانی مری در کتاب  بلوچستان ائینه  تاریخ   به زبان اردو آورده است و   ما انرا با اندکی تلخیص  و ترجمه به فارسی  بیان می کنیم تا محققان فارس زبان  نیز بتوانند از ان استفاده کنند:

 البته بایستی یاد اور شد که کتب تاریخی هندی  که مرجع این مقاله هستند  نه به زبان اردو بلکه به زبان فارسی نگارش یافته اند و  استاد انها را  از مجموعه کتب خطی موجود در بریتیش  موزیوم لایبریریی  استناد نموده است .

 نگارنده با اشاره به کتاب  مقامات داودی  که به سال ۱۰۵۶ هجری ۱۶۴۶ میلادی نگارش یافته و در شرح حال مشایخ صوفیه است  و توسط  علامه عبدالباقی  علیه الرحمه  نوشته شده  در باب  حمله شاه حسین  ارغون به  ملتان و  نامنی های ژس از ان  و ژناه بردن علماء و مشایخ  به ست گره  چنین می نویسد« اکثر مردم از آن جلا  وطن شده  بدر رفته  و  پس از انمره  ان دیار  فرار اختیار کرده  الخ» و در باب ست گره  چنین می نویسد « در ان عصر  معموره دائره  میر چاکر بلوچ  که آبادانی  ان الان به ست گره مشهور  و معروف است  نقطه پرگار  دولت و  مرکز  ادوار جمعیت  اکابر و اشراف  هر دیار  بود چندین  هزار سوار  از اعیان و اهالی قصبات  جوار جاگیر  میر چاکر بودند »

 و در جای دیگر می گوید« سید رحمه الله  و حضرت ایشان  بی حیران و پریشان  دائره  میر چاکر را  دار سفیان انگاشته  و ان مامون  را جودی سفینه امن وامان  پنداشته به صفتی  غریب و  حالتی عجیب  پرسان پرسان بمقصد رسیدند »

 از این مطلب چنین پیداست در ان اوان   علی رغم بروز نا امنی در  هند غربی  محدوده میر چاکر  توانسته بود در کمال امنیت و ارامش به حیات خویش ادام دهد و مامن فراریان  و بی پناهان باشد .

 

 از روایت های تاریخی در  مورد این زمان از تاریخ هند که به میر چاکر پرداخته است  تنها مقامات داودی نیست بلکه  مورخی دیگر که نگارنده   کتاب تاریخ اکبر شاهی  در سال۱۰۶۰ هجری ۱۶۵۰ میلادی است  از میر چاکر یاد می کند  در تاریخ اکبر شاهی حصه سوم  معروف به تاریخ شیر شاهی سنه۱۰۶۰ هجری مصنف  عباس خان شیروانی  یاد اور می شود  « شیر  شاه سوری  هیبت خان را حکم  داد  که فتح خان جت که در قبوله  است و در عهد مغولان  تا پانی پت  ملک میزد  تمام ملک را  جنگل و ویرانه ساخته  بود  ملک مولتان  را که بلوچان  تحت تصرف خود  اورده بودند  خلاص سازد .  و تمرد انرا به این دولت  بسات برساند . و نیز مولتان را که  ویرانه  کرده اند  آباد سازد  و سر مولتان را به مجرد  رسیدن فرمان  وکیل  چاکر رند  را که حاکم ست گره  بو . هیبت خان گفت برو  چاکر رند را بگو  من در ان  حدود  توجع خواهم نمود . لشکر خود را مستعد  ساز  که من حمله خواهم گرفت»

 در این منبع از نام میر چاکر با لقب رند یاد می شود

 

 

ادامه دارد

 ترجمه نحقیق و تالیف :یوسف محتشمی


موضوعات مرتبط: بررسی منابع تاریخی اشعار و منظومه های بلوچی
[ ] [ ] [ یوسف محتشمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
امکانات وب