باستان‏شناسى بلوچستان قسمت دوم

در پاكستان شواهد قديمى روستايى از "قلعه گل محمد" و "ژوب" و "دره لورالايى" در بلوچستان به مواد بزرگترى در "مهرگر" تبديل شده‏اند و يك نقش و نگارِ رشدِ مداوم را مجسم مى‏سازند تا اينكه ما وارد مرحله "تمدن سند" پيشرفته مى‏شويم كه شهرهاى "موهنجودارو" و "هاراپا" نماينده آن مى‏باشند.

مدارك باستان شناختى بدست آمده از اين سرزمين بويژه از ناحيه بلوچستان ايران و نواحى خشك و خالى از سكنه دشتهاى ‏"كوير و لوت" بر بهتر بودن شرايط زيست اين ناحيه درگذشته دلالت دارد.[4]

اكنون دانسته شده است كه در خلال دوره پيش از تاريخ، استقرارهاى بزرگى براى مدت زمانى طولانى، در همان مناطقى كه مراكز عمده شهرى سده‏ها ميانه شدند، وجود داشته است.[5]

كته بسيار مهمى كه از كاوشهاى انجام شده در اين منطقه پيرامون هزاره چهارم تا سوم پيش از ميلاد فهميده مى‏شود، درك نخستين نمونه‏هاى يكجا نشينى يا استقرار در "دره‏هاى بلوچستان" است كه خود يكى از عوامل مهم ارتباط نواحى جنوبى سند با غرب و شمال سرزمين بلوچستان يعنى بخش بزرگى از فلات ايران - افغانستان و جنوب ايران - است. اين نمونه‏هاى استقرار تنها با تغيير اندكى در سبك سفال براى بيش از 2هزارسال در سراسر دره‏هاى بلوچستان دوام يافتند. اين تغيير اندك فقط براى توسعه سبكهاى كاملاً شخصى در نقش سفالينه‏ها بوده است كه از ديد باستان‏ شناسى تنها براى بقاياى منطقه ثبت شده ارزش دارند.[7]


ادامه نوشته

باستان‏شناسى بلوچستان  قسمت اول

دامنه تحقيقات و اكتشافات باستانشناسى بلوچستان بسيار وسيع مى‏باشد. اطلاعات ذيل دربارۀ فرهنگها و تمدنهاى باستانى از كتاب "مطالعه‏اى در باستان‏شناسى بلوچستان" گرفته شده است:                              

1-  در منطقه كچى، تمدن و فرهنگ 7 هزار ساله "مهرگر" وجود دارد. مردمان اين تمدن با شكار و كشاورزى امرار معاش مى‏كرده و از گوسفند، بز و ساير حيوانات استفاده به عمل مى‏آورده‏اند. آثارى از خانه‏هاى گلى و غلات مورد استفاده آنان كشف شده است.                                                                              

2-  يك خاستگاه تمدنى ديگر در كيچ مكران در حدود هزاره پنجم ق.م. كشف شده كه از يك طرف معرّف تمدن اين سرزمين و ازجانب ديگر با تمدنهاى ايرانى، كشورهاى حاشيه خليج فارس در ارتباط بوده‌است.       

3-  يك منطقه باستانشناسى ديگر در نزديكى كويته بنام قلعه گل‌محمد  يافت شده است.                                                                                

4-  آثار باستانى مربوط به هزاره سوم ق.م نيز در مناطق مختلف از جمله ژوب، كويته، سوراب، كولى، نال و... نيز كشف گرديده است.

5-  فرهنگ و تمدن كوت ديجى سند در قرن سوم ق.م تأثيرات فراوانى بر فرهنگها و تمدنهاى بلوچستان به جاى گذاشته است.

6-  در همين دوره، فرهنگ و تمدن عظيم هاراپا و موهنجوداروى سند بوجود آمد كه تأثيرات متقابل  بر تمدن و فرهنگ بلوچستان داشته است. از   هزاره  هفتم ق.م تا  هزاره هفتم هجری؛ جامعه بلوچستان از يك جامعة شكاري، كشاورزى به يك جامعة شهري، روستايي تبديل شد..

 

 

ادامه نوشته

کنکاشی در ساختار اجتماعی براهویی و بلوچ ها

بلوچستان يكى از قسمتهاى عمده سرزمين پاكستان كه در آن اكثريت جمعيت بلوچها سكونت دارند، از سال 1970 تا كنون يكى از ايالتهاى چهارگانه پاكستان به شمار مى‏آيد.                                                                  

مساحت بلوچستان 344600 كيلومتر مربع مى‏باشد                                                                           بلوچهاى پاكستان به دو گروه عمده تقسيم مى‏شوند: مكرانيها در جنوب غرب بلوچستان كه نام خود را از مكران در ساحل درياى عمان گرفته‏اند و سليمانيها كه در حاشيه كوههاى سليمان در شمال شرق پاكستان زندگى مى‏كنند. شهرستان قلات (يا به عبارت ديگر حكمرانى قلات تا سال 1955) درميان اين دو منطقه جمعيتى واقع گرديده و در برگيرنده جمعيت 600 هزار نفرى براهويها (يكى از قوميتهاى كوچك دراويدى زبان) مى‏باشد.بلوچهاى مكرانى مانند بلوچهاى ايران و افغانستان؛ با گويش غربى زبان بلوچى كه به يكى از نيمه گروههاى شمال غربى زبانهاى ايرانى تعلق دارد، گفتگو كرده و بلوچهاى سليمانى نيز با گويش شرقى زبان بلوچى صحبت مى‏كنند.                                                                                                         

عدة زيادى از بلوچها در قسمتهاى عليايى سند از جمله در شهرستانها جيكب آباد، لاركانه، دادو و نوابشاه نيز سكونت دارند و آهنگ رشد جمعيت آنان نيز بسيار سريع مى‏باشد   قبايل مزارى و داستى بلوچ در مناطق ديره غازى خان و مظفرگر ايالت پنجاب نيز سكونت دارند و جمعيت آنان در ايالت پنجاب (حدود 12 تا 15 درصد كل جمعيت ايالت) مى‏باشد.                                                                                                 

ادامه نوشته

بلوچ و بلوچستان (کلیات و جغرافیا  قسمت اول

بلوچ و بلوچستان (کلیات و جغرافیا)

 

ادامه نوشته

بلوچستان قسمت دوم

2) بلوچستان ایران. در جنوب شرقی ایران، شامل قسمت اعظم استان سیستان و بلوچستان است. از شمال به سیستان، از مشرق به مرز های ایران ـ افغانستان، و ایران ـ پاکستان، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استانهای هرمزگان و کرمان محدود، و جز شهرستان زابل مشتمل بر همه شهرستانهای استان (زاهدان، خاش، سراوان، ایرانشهر، نیک شهر و چابهار) است.

بلوچستان در گذشته به چند ناحیۀ عمده (هرناحیه به چند بلوک) تقسیم می شد:

الف) ناحیۀ سرحد. کمابیش مطابق با شهرستانهای کنونی خاش و زاهدان در شمال منطقۀ بلوچستان، از شمال به سیستان، از مشرق به افغانستان و پاکستان، از جنوب به سراوان و بلوچستان مرکزی (شهرستان ایرانشهر) و از مغرب به استان کرمان محدود است. این محدوده، به لحاظ کوهستانی بودن از مناطق ییلاقی و خوش آب و هوای بلوچستان شمرده می شود و داری مراتع فراوان است. رشته کوه پیرشوران، ادامۀ کوههای شرقی ایران (خراسان)، در مغرب آن امتداد دارد. کوه تفتان (مرتفعترین قله: حدود 3940 متر) در آن واقع است. در شمال و مشرق آن کوههای ملک سیاه (مرتفعترین قله: حدود 1600 متر)، میرجاوه که خط رأس آن مرز ایران و پاکستان را تشکیل می دهد، و کوه کازو قرار گرفته است. کوههای یک سر و مارپیچ و ژیلی کوه (مرتفعترین قله ها: 1464 تا 2976 متر) مشرق این ناحیه را پوشانده است. رود لادیز در شمال آن جریان دارد. به نوشتۀ قاینی، در 1297 در سرحد جز بلوچها، تیره هایی از عشایر فارس زبان، مانند تَمینی، تَمَندان، لادزی [لادیزی]، کرَم زهی و هاشم زهی و خاشی، نیز زندگی می کردند (ص 177 ـ 178 ).

آبادی های مهم آن؛ زاهدان (مرکز استان سیستان و بلوچستان که تا 1315 ش دُزدآب نام داشت)، خواش (خاش)، و  میرجاوه است.

ب) ناحیۀ بلوچستان مرکزی (ناحیۀ بمپور). کمابیش مطابق با شهرستان ایرانشهر، در شمال ناحیۀ مکران، از شمال به ناحیۀ سرحد، از مشرق به ناحیۀ سراوان و از مغرب به استان کرمان محدود است. این ناحیه عمدتاً در مشرق جزموریان قرار گرفته است. جزموریان آبهای غربی این ناحیه را زهکشی می کند. قسمت شرقی بلوچستان مرکزی کوهستانی است و کوه بَزمان (مرتفعترین قله: حدود 3490 متر) در شمال آن قرار دارد. دشت فَنّوج در جنوب شرقی و دشت بمپور در حاشیۀ شرقی جزموریان واقع است. قسمتهایی از جنوب جزموریان کویری است که ظاهراً اسکندر در راه رفتن به گدروسیا Gedrosia  (جیرفت) از آنجا گذشته است (گابریل، ص 29). رشته کوه نمداد در قسمت شمالی آن، بلوچستان را از دشت لوت جدا می کند. رود سرباز و رود بمپور (با جهت شرقی ـ غربی) در آن جریان دارد. آبادی های قدیمی آن عبارت اند از: شهر بمپور (نام قدیم آن: بـَن فَهل کـه مـرکز و ضـابط نشین بلوچستان شمرده می شد)؛ ایرانشهر (نام قدیم آن: فهره/ فهرج) و قصر قند که در قدیم مرکز مکران بود.

ج) ناحیۀ سراوان. در مشرق بلوچستان مرکزی (کمابیش مطابق با شهرستان امروزی سراوان)، از شمال به ناحیۀ سرحد، از مشرق به پاکستان، از جنوب به پاکستان و مکران، و از مغرب به بلوچستان مرکزی محدود است. این ناحیه، کوهستانی است و رشته کوه بَم پشت (مرتفعترین قله: حدود 1700 متر) در آن قرار دارد. کوه بیرگ (یا بیرک، مرتفعترین قله: 2740 متر) در حد فاصل ناحیۀ سراوان و ناحیۀ قدیمی بمپور قرار گرفته است. رود ماشکید (یا ماشکیل) در شمال کوه بم پشت با جهت شرقی ـ غربی در آن جریان دارد و وارد پاکستان می شود. در قدیم اراضی آن با 26 قنات آبیاری می شد. از آبادیهای قدیمی آن دِزَک، در حدود 6 کیلومتری مشرق سرباز (  ادامه مقاله) است که در قدیم قلعه داشت و اقامتگاه حاکم ناحیه بود. یکی از آبادیهای آن، کوهک در دهستان کوهک اِسفَندک، نزدیک مرز پاکستان است که زیارتگاهی در کنار چاهی به عمق حدود 80 متر دارد. در 1013 نواب امیر محمد که از هندوستان به ایران فرستاده شد بود، در این آبادی اقامت گزید. در 1290، قشون ایران به فرماندهی وکیل الملک، قلعۀ کوهک را که از ایران جدا شده بود، پس گرفت (جغرافیای بلوچستان، ص 284 ـ 285 ).

از جمله آبادیهای دیگر آن، سرباز در جنوب شرقی و زابلی است که در جنوب غربی شهر سراوان (مرکز شهرستان) قرار دارد. ده سوران در جنوب غربی شهر سراوان، دهکدۀ گشت در قسمت شمالی آن در دامنۀ کوه سفید، و دهکدۀ ایرافشان بر روی تپه ای (در حدود 65 کیلومتری جنوب آبادی سوران) واقع است. در 1280، اهالی ایرافشان برضد قاجاریه شورش کردند (همان، ص 286 ). پیشین، مرکز دهستانی به همین نام، در این ناحیه قرار دارد.

 

د) ناحیۀ مکران. در جنوب بلوچستان (امروزه مشتمل بر شهرستان چابهار و نیک شهر)، از شمال به بلوچستان مرکزی و سراوان، از مشرق به بلوچستان انگلیس یا قسمت شرقی مکران (پاکستان)، از جنوب به دریای عمان، و از مغرب به شهرستان جاسک (استان هرمزگان) محدود است. کوههای مکران، که ادامۀ کوههای بشاگرد است، با جهت غربی ـ شرقی آن را از دیگر مناطق بلوچستان جدا می کند. نام قدیم این کوهها کُوفچ بوده است (حدود العالم، ص 30 ـ 31 ). این کوهها آب پخشان (مقسم المیاه) شهرستانهای چابهار و نیک شهر و مناطق شمالی (بلوچستان مرکزی) است. آبهای سطحی این منطقه به دریای عمان می ریزد و رودهای مهم آن از مشرق به مغرب، باهوکَلات، و راپیچ است. دشتهای باهوکلات، نَگور وکهیر در آن قرار دارد. دشتهای قصرقند و نیک شهر (نام قدیم آن: گِه) که سابقاً در قسمت مکران قرار داشت، امروزه بر اثر تغییر در تقسیمات کشوری، از شهرستان چابهار (مکران) جدا شده است. خلیجهای گواتر و چابهار و چندین خور و خلیج کوچک در ساحل آن دیده می شود و بندرهایی به نام چابهار و طیس (تیز) و گالَک و لنگرگاه دارد.

زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان، در منطقۀ بلوچستان واقع است و با راه اصلی به بیرجند (استان خراسان)، به زابل (در سیستان) و بم  (در استان کرمان)، و از طریق شهرهای خاش ایرانشهر به بندر و شهر چابهار مرتبط است. شهر زاهدان فرودگاه بین المللی دارد.

طبق قانون تقسیمات کشوری در سال 1316ش، حوزه بلوچستان با شهرستانهای تابعه (زاهدان، سراوان، ایرانشهر و چابهار) در استان کرمان تشکیل شد. در مرداد 1326، حوزۀ بلوچستان به صورت فرمانداری کل ـ مشتمل بر سه فرمانداری جزء ـ تشکیل و مرکز آن شهر زاهدان شد.

طوایف بلوچستان ایران: بلوچستان تنها جایی در ایران بود که تا حدود یک دهه قبل برای چادر نشینان و آبادی نشینان آن، اصطلاح «طوایف» به کار می رفت (قس «ایل»، «قبیله» و «عشایر» در دیگر جاهای ایران)، اما از 1366 ش، برای طوایف بلوچ، «ایل» به کار رفته است ( مرکز آمار ایران، 1368 ش الف و ب   ).  در بلوچستان جز بلوچها طوایف چادر نشین و آبادی نشین دیگری نیز به سر می برند که خاستگاه اجتماعی و زبان آنان با بلوچها فرق دارد. برخی از آنان به فارسی، و برخی مانند جَدگالها و جَتها که از هند آمده اند، به زبان بومی خود سخن می گویند.

 

نام طایفه

تعداد خانوار

تعداد رده

محل استقرار شهرستانها

آبدوغی

50

12

بافت

پوراحمدی

67

15

جیرفت، کهنوج، مشیز (بردسیر)، بافت

پلنگی

227

16

بم، جیرفت، کهنوج

جلالی

175

11

بم، جیرفت

حسنخانی

205

18

بم، جیرفت

شیهکی

413

27

بم، جیرفت

محمدرضاخانی

183

53

بافت، بم، بندرعباس، کهنوج، جیرفت، بردسیر

مسافری

188

24

بم، بردسیر

نمدادی

148

2

کهنوج

بلوچ سیرکانی

28

6

جیرفت

شوله بُر (شه ولی بُر)

142

11

بم، جیرفت، کهنوج

ساختار طوایف بلوچ


 

 

تقسیمات طوایف بزرگ و مستقل بلوچ ها و تعداد خانوار آنان در شهرستانهای بلوچستان ایران

 

 

 

ایرانشهر

چابهار

خاش

زاهدان

سراوان

طایفه

خانوار

طایفه

خانوار

طایفه

خانوار

طایفه

خانوار

طایفه

خانوار

اسکانی

400

بلوج هنزم

182

ریگی

231

ریگی

967

ارضی زهی (ارززهی)

119

بامری

222

بلوچی

215

بامری

105

سالار زهی سالاری

175

پُرَکی

213

بلوچی توتان

255

نوحانی

108

دامنی

111

شه بخش

290

خاکی زهی

101

بلوچ سرکوهی

193

 

 

سوری زهی

123

قنبر زهی

490

دُهانی

208

بلوچ لاشاری

175

 

 

شه بخش

128

کرد

120

سیاهانی (سیاحانی)

251

بلوچی

215

 

 

عمر زهی

173

گمشاد زهی

375

گمشاد زهی

375

حَمَلی (هملی)

205

 

 

کرد

273

نارویی

483

مزار زهی

206

دامِنی

201

 

 

گمشادزهی (قمشاد زهی)

453

 

 

 

 

در زاده

170

 

 

مزار زهی

284

 

 

 

 

زین الدینی

123

 

 

 

 

 

 

 

 

سایکی

299

 

 

 

 

 

 

 

 

سردار زهی

239

 

 

 

 

 

 

 

 

شوله بر (شه ولی بر)

242

 

 

 

 

 

 

 

 

صالح زهی، صلاح زهی

297

 

 

 

 

 

 

 

 

فولادی

352

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


در برخی جاها، بلوچها تیره هایی از چادرنشینانِ کوه نشین را «کوچ» می نامند. برخی طوایف بلوچ، علاوه بر بلوچستان، در مناطق ییلاقی و قشلاقی (از شمال تا سیستان، و از مغرب تا کرمان و هرمزگان) نیز به سرمی برند. تیره هایی از بلوچها (کوچها) در کوههای بارِز*   و دامنه های آن، و در شهرستانهای کرمان (مثلاً جیروفت و بافت و بم) و هرمزگان ییلاق و قشلاق می کنند، و دسته هایی نیز به استان گلستان (بویژه گرگان) و خراسان (تربت و نیشابور) مهاجرت کرده اند. از قدیم در برخی نواحی بلوچستان، مانند سرحد، تیره های آبادی نشین شیعه، و چادر نشینان سنّی بوده اند. بیشتر طوایف کوچندۀ بلوچ دامدارند و پرورش گوسفند و بز و اسب و شتر در میان آنان رواج دارد (متوسط دام هر خانوار در ییلاق، 34 رأس گوسفند و بز و بزغاله، و در قشلاق، 39 رأس). 3ر5% شتر های جامعۀ عشایری کشور، به «ایل» بلوچ اختصاص دارد. از صنایع دستی، بافتِ قالی، پلاس، چادر، گلیم و زیلو در میان آنان رایج است. فروش دام و مبادلۀ فراورده های دامی در میان آنان رونق فراوانی دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی (22 بهمن 1357) خانوارهای ایل بلوچ از امکانات آموزشی بیشتری برخوردار شدند و از بلوچها طایفۀ پلنگی که حدود 3/10% جمعیت ایل بلوچها را تشکیل می دهد، از بیشترین امکانات آموزش بر خوردار است (مرکز آمار ایران، 1368 ش الف، ص 3). بنا بر مطالب جزوۀ فرهنگ عشایری، در 1366ش جمعیت ایل کوچندۀ بـلوچ به 12308 تن (2236  خانوار) می رسیده است (همان، ص1).

ایـل بلوچ مشتمل بر 17 طایفه و 213 رده بوده است، هـر طایفه به چند تـیره و هـر تـیره به چند احشام تقسیم می شود. جز ایل بلوچ، طوایف مستقل دیگری در بلوچستان به سر می برند که عمدتاً در بلوچستان ییلاق و قشلاق دارند. ساختار طایفه ای در بلوچستان عبارت اند از: طوایف بزرگ «ایل» بلوچ، شامل طایفه های آبدوغی که بیشتر در شهرستان بافت به سر می برند؛ پوراحمدی که در شهرستانهای جیروفت و کهنوج و مشیز (بردسیر) و بافت زندگی می کنند؛ پلنگی در شهرستانهای بم و جیروفت و کهنوج؛ جلالی و حسنخانی و شیهکی در شهرستانهای بم و جیرفت؛ محمدرضاخانی در شهرستانهای بافت و بم و بندر عباس و جیرفت و کهنوج و بردسیر؛ مسافری در شهرستانهای بم و بردسیر؛ نمدادی در شهرستان کهنوج؛ بلوچ سیرکانی در شهرستان جیرفت؛ و شوله بُر (شٌه ولی بُر یا شُرومی بُر) در شهرستانهای بم و جیرفت و کهنوج.

طوایف مستقل و بزرگ بلوچ به 5 دسته تقسیم می شوند:

1. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان ایرانشهر ییلاق و قشلاق می کنند و عبارت اند از: اِسکانی، بامری، بلوچ توتان، سرکوهی، لاشاری، بلوچی، حَمَلی (هملی )، دامِنی، درزاده، زین الدینی، سایکی، سردار زهی، شوله بر، صالح زهی(صلاح زهی)، فولادی.

2. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان چابهار ییلاق و قشلاق می کنند عبارت اند از: هَنزَم، بلوچی، و نوحانی. 

3. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان خاش ییلاق و قشلاق می کنند عبارت اند از: ریگی، بامری، دامِنی، سوری زهی، شه بخش، عمرزهی، کرد، گمشادزهی (قمشادزهی)، و مزارزهی. 

4. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان زاهدان زندگی، و در همانجا ییلاق وقشلاق می کنند و عبارت اند از:  ریگی، سالارزهی، ـ سالاری، شه بخش، قنبر زهی، کرد، گمشاد زهی، و نارویی. 

5. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان سراوان ییلاق و قشلاق می کنند و عبارت اند از: ارضی زهی (ارززهی)، پُرَکی، خاکی زهی، دُهانی، سیاهانی/ سیاحانی، گمشاد زهی، و مزار زهی (مرکز آمار ایران، 1369ش، ص28 ـ 38 ).

برای اطلاع بیشتر در بارۀ رویدادهای بلوچستان ایران     سیستان و بلوچستان*  ، استان.

 

منابع: ایران. وزارت کشور، قانون تقسیمات کشوری و وظایف فرمانداران و بخشداران، مصوب16 آبان ماه 1316، تهران[بی تا.]؛

عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، ج1: کوهها و کوهنامۀ ایران، تهران 1368ش؛

جغرافیا و تاریخ بلوچستان، تألیف سال 1289 قمری، در فرهنگ ایران زمین، ج 28 (1368ش)؛

جغرافیای بلوچستان، نوشتۀ سال 1304 قمری، در فرهنگ ایران زمین، ج 28 (1368ش)؛

امان الله جهانبانی، عملیات قشون در بلوچستان، تهران 1336ش؛

حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1340ش؛

مهدی قاینی، کتابچۀ سیاحتنامۀ بلوچستان، چاپ ایرج افشار، در فرهنگ ایران زمین، ج28 (1368)؛

آلفونس گابریل، تحقیقات جغرافیائی راجع به ایران، ترجمۀ فتحعلی خواجه نوری، چاپ هومان خواجه نوری، تهران1348ش؛

مرکز آمار ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1366: فرهنگ عشایری ایل بلوچ، تهران 1368ش الف ؛

همو، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1366: نتایج تفصیلی ایل بلوچ، تهران 1368ش ب ؛

همو، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1366: نتایج تفصیلی استان سیستان و بلوچستان، تهران 1369 ش.

(خسرو خسروی)