قبایل بلیده ای و بلوچستان (قسمت دوم)


 قبایل بلیده ای و بلوچستان

قسمت دوم

یوسف محتشمی

 

هرچنددر مورد چگونگی استیلاء سلسله بلیده ای  بر بلوچستان دانسته های ما اندک است

اما  درمورد سقوط سلطنت بلیده ای اطلاعات  کاملی وجود دارد  که از طریق

مورخین زیادی روایت شده است .

 

در این دوران  از تاریخ بلو چستان فرقه ذکریه  که  یکی از فرق شیعه است در

 

 مکران از حیث جمعیت و قدرت بسیار  رشد کرده  و بصورت یک عقیده عمومی  و

 

مقبول نزد اکثر اهالی مکران انروز  مورد پذیرش  واقع شده بود .

 

اخرین سلاطین بلیده ای قصد داشتند به هر نحو ممکن از گسترش این مذهب 

 

 جلوگیری کرده و سعی در نابود کردن  انان داشتند.شاه بلال اخرین پادشاه

 

 سلسله بلید ه ای  از نظر مذهبی سخت پایبند به اهل سنت بود و سختگیریهای زیادی 

 

 را بر ذکریها  قرار دادوی مقر حکومت خود را از کیچ در مرکز  قلمروی خود

 

که دارای اکثریت ذکری بود به گوادر در جنوب  منتقل کرد.اما این انتقال باعث دوری

 

  شاه بلیده ای از مرکز جغرافیایی وجمعیتی مملکت گردید.

 

این اختلاف مذهبی و دوری شاه از مراکز جمعیتی کشور باعث شکل گیری شورشی

 

شد که توسط ملک دینار گچکی که در انزمان خلیفه ذکری ها بود رهبری میشد.ملک

 

دینار با تحریک ذکری ها به شورش سر از اطاعت شاه بلید ه ای پیچیدند و با پیوستن 

 

دسته های مذهبی مختلف که در انروزگار در بلوچستان موجود بودند و از سیاست

 

 مذهبی شاه بلال به ستوه امده بودند باعث گسترش شورش شد و شورشیان راه کیچ

 

که مرکز  کشور بود در پیش گرفتند نماینده شاه بلال در کیچ پس از زد و خورد از پس

 

شورش برنیامده و راه گوادر را در پیش گرفت . شاه بلال که از واقعه اگاه شد با

 

چمعیتی اندک به قصد  سرکوب شورش رهسپار کیچ شد ذکریها به رهبری ملک دینار

 

درتمپ موضع گرفتند و در درگیری سختی که بین شاه بلال و ذکریها رخ داد شاه

 

بلال به سختی مجروح شد و اقدام به عقب نشینی  بسوی گوادر کردند .

 

اردوی شاه بلال که در کنار یک چشمه اطراق کرده بودند مورد هجوم تعاقب کنندگان

 

 ذکری  واقع شدند و شاه بلال در این حمله شهید شد و این چشمه که تا اکنون وجود

 

 دارد به «سردار اپ» مشهور گردید.

 

پس از ان ملک دینار گچکی سردسته شورشیان توانست تمام مکران انروز را به

 

تصرف خود در اورد و سلطنت بلیده ای ها عملا" از بین رفت این واقعه بین سالهای

 

۱۷۳۲ تا ۱۷۴۰ میلادی واقع شد .

 

ادامه دارد

سلا طین عمان

بلاد عمان  مملکتی است واقع در جنوب خلیج که انرا بحر

 

 

 

 عمان نیز میگویند. مملکت عمان  طوائف و سلسله های

 

مختلفی  سلطنت نموده اند  یکی از این سلسله ها سلسله

 

سلاطین یعاربه  است و اول کسی از این خاندان که به سلطنت

 

 

 رسید  ناصر بن مرشد یعربی است.

 

 که در سال ۱۰۳۴ ه  ق به سلطنت رسید در این دوران

 

 پرتغالیها قدرت مسلط  بحر هند و خلیج بودند  و حتی سواحل

 

عمان  هم در تسلط انها بود.

 

 

 ناصر بن مرشد یعربی با پرتغالیها  به جنگ پرداخت و توانست

 

  انها را از سواحل عمان دور نماید  در اواخر سلطنت  ناصر

 

 

 بن مرشد  فقطمسقط در دست پرتغالیها  مانده بود. وی در سنه

 

۱۰۶۰ ه ق  در گذشت .

 پس از او  سلطان بن سیف امام و سلطان عمان شد  در زمان  وی

 

قوای دریایی عمان  بوجود امد  که امام  سلطان بن سیف شهر مسقط

 

  و لنگر گاه زیبای انرا در ژانویه ۱۶۵۰ م  از دست پر تغالیها 

 

گرفت  در طی  باقی عمر  امام که ضاهرا"  سی سال بطول انجامید

 

عمان بسیار ترقی کرد  و ناوگان  نیرو مندی به منظور  دفع پرتغالیها 

 

 در انجا  ساخته شد وی در سنه ۱۰۹۰ ه ق  برابر ۱۶۷۹-۱۷۱۱ م 

 

 

 در گذشت.

 

 

 پس از او پسرش بلعرب جانشین وی گشت  چهارده سال  سلطنت کرد

 

و پس از وی برادرش سیف بن سلطان بن سیف پادشاه عمان شد  او

 

مردی شجاع بود و فتوحات زیادی نمود از جمله ریاض پایتخت ال

 

سعود  و احساء و قطیف و بحرین  و جزیره قشم و لارک و بندر عباس

 

 را متصرف شد.

 

 

 در زمان وی اعراب مسقط به بندر های ایران واقع در  خلیح فارس

 

و نواحی محاور ان و کشتیهایی که در رفت وامد بودند  حمله می

 

بردند  . ایرانیها  بدون کمک  پرتغالیها  یا سایر  کشورهای اروپایی

 

نمی توانستند  به دفع انها بپردازندزیرا از خود  کشتی جنگی نداشتند

 

 و در کشتی  های  تجاری انها هم اعرابی از خلیح فارس کار می

 

 

کردند که اگر چه  اسما" تابع ایران بودند  ولی علاقه ای به جنگیدن

 

 

با سایر اعراب  ساکن  انسوی خلیج نداشتند .

 

در مورد تجارت از طریق دریا ایرانیان  دوره صفویه  علاقه ای به 

 

این کار نشان نمی دادند  از طرف دیگر اعراب  ساکن هر دو طرف

 

خلیج به دریانوردی علاقه مند  شدند  و امام های  عمان در مسقط  سه

 

 بندر گاه بزرگ احداث کردند .

 

در طی سالهای ۱۶۹۳ تا ۱۶۹۵ اعراب مسقط  چند بار  با پرتغالیها 

 

 در خلیج جنگ کردند  لیکن پرتغالیها نتوانستند اعراب مسقط  را

 

 

شکست دهند.

 

کاپیتان چارلز لاک یر  که در ماه مه 1706 در مسقط بود  در  مورد

 

 قدرت جنگی اعراب مسقط چنین می نویسد« این شهر بعد از انکه

 

اعراب از دست پرتغالیها گرفتند  چنان ترقی کرده است که تمام

 

بازرگانان  هندی به وحشت افتاد ه اند »

 

امام  سیف بن سلطان در چهارم اکتبر ۱۷۱۱ در پایتخت خود  رستاق

 

درگذشت  جانشین او سلطان بن سیف  ثانی بیش از پدر ناوگان خود را

 

 تقویت کرد  و به حمله پرداخت  کاپیتان  الکساندر همیلتون  که در

 

 باره  مسقط اطلاعات زیادی داشت ناوگان انجا را در ان زمان چنین

 

توصیف می کند:

 

«در سال ۱۷۱۵ ناوگان عرب شامل یک کشتی با ۷۴ توپ و دو کشتی

 

 با۶۰ توپ و یک کشتی با ۵۰ توپ و هیجده کشتی با ۱۲  تا ۱۳ توپ

 

 و هم چنین چند کرجی پارویی با ۴ تا ۸ توپ بود  و با این  قوا از 

 

کمرین تا بحر احمر  تمام مردم ساحل نشین را به وحشت می انداختند

 

اغلب به پرتغالیها حمله می بردند  ولی با کلیساها کاری نداشتند  این

 

اعراب  کسی را بدون جهت نمی کشند  بلکه با اسیران خود به مهربانی

 

 

و ادب رفتار می کردند»

 

« از وقتی  که پرتغالیها  مسقط را  به اعراب  داده اند  میان انها همیشه

 

 جنگ برپا بوده است ولی به طور کلی  اعراب تفوق داشته ا ند»

 

«پرتغالیها  با اسیران  به بدی  و خشونت رفتار می کنند و  انها  را به

 

 کارهای سخت  می گمارند  و برای مطیع کردن  انها تازیانه به کار

 

می برند  ولی اعراب  با اسرای جنگی به مهربانی رفتار می کنند و به

 

انها فشار نمی اورند و همان مقدار پول غذایی که به سربازان خود می

 

دهند به انها نیز  می پردازند  و هرگاه یکی از  پرتغالیها کارگری با

 

تجربه و با اهل فن باشد  می توانست  ازادانه به حرفه خود مشغول

 

شود  تا برای ازادی خود پول تهیه کند»

 

تحقیق و تالیف: یو سف محتشمی